یکی ازفامیلهای مادر یک حادثه دلخراش رانندگی
در سن ۱۸ سالگی درگذشت
********

تقدیم به فرزین که نماند ورفت
۱
خداوندا چه دید ازمن به ناگاه
خبر آمد که دلدارم سفر کرد
ز پیمانم گذشت آن یا ر زیبا
چه پیش آمدکه اوازمن گذرکرد
۲
نمی دانم گناهم را خدایا
که اینک مانده ام تنهای تنها
به این بازار مکاری اسیرم
نمیدانم چرا دل بنده اینجا ؟
۳
چو پر زد مرغ زیبا از کنارم
جهان با این فراخی گشته بس تنگ
نمی دانم ز گلزار طبیعت
چرا من گشته ام دل بسته ی سنگ
۴
فراقش بس به دل سنگینه یارم
ندارم طاقتی تنها بمانم
زبس آتش زدی بر دل ز هجران
دگر نائی نماندی خسته جانم
۵
هزاران لعنتت بادا زمانه
که پرپرکرده ای همچون گلی را
خزان کردی چمن،پژمرده ای گل
بدادی آه جانسوز بلبلی را
۶
وداعش کرده یا رب مردمم خون
جهانم کرده همچون تیره شامی
بهارم چون خزان گشتی زهجران
ندادی عاقبت یک لحظه کامی
| رضا محمدزاده |





