ماه پاره
این غزل برای توست توئی که بعد از سالها منو دیدی ولی گوئی که هرگز ندیدی برای لحظه ای دگرگونم کردی من برای باختن چیزی ندارم همه چیز من توئی تو وفقط تو اگه نباشی واسم چیزی مهم نیست زندگی من، مرگ من، همه چیز من توئی

آیا شود که منهم دردم به چاره آید
یارم به دلربائی چون ماه پاره آید
آیا رسد زمانی دلبر به مهربانی
در اوج نا امیدی آبی به ساره آید
ازآن دمی که بی تو شعری به لب نیامد
هر دم به دل غمی نو چون سنگ خاره آمد
ماهی اگر نتابد شاهی کند چراغی
بازا بیا که با تو نوری به قاره آید
آئی اگر سراغم با ناز و دلفریبی
بوئی ز عشق و مستی در این هزاره آید

| رضا محمدزاده |



