به نام عشق
و
به نام تو که تا دنیا دنیاست
عشق منی

خاطره ام از عشق بود

خاطره ای دارم
از دور دست دور
خاطره ای
گنگ اما واقعی
خاطره ام را به تو نخواهم گفت
خاطره ای که من دارم
از دور دست دور
گنگ اما واقعی
به آوازباد خواهم سپرد
تا بنوازد
از گلوی سوتکی گم شده در کویر
من خاطره آن خاطره داشته را
از دست بیماری مزمن تاریخ
- فراموشی دور خواهم داشت.
وبه گنجینه بی نشان خیال خواهم سپرد.
خاطره ای دارم
از دور دست دور
گنگ اما واقعی
من آن خاطره را
نه به تو که به هیچ کس نخواهم گفت
آن خاطره
حاصل سالها جان کندن من است
- باد چه زیبا می خواند
- در دوردورها
- کسی جائی از عشق خاطره ای دارد
- وباران باز می بارد
- اما....
- من هنوز هم تنهای تنهایم

جز کوی توام به جهان جائیم نیست
جز نوای تو مرا به تن نائیم نیست
هوای تو که کردم جز تو امیدیم نیست
جز لب شیرین توام ای یارشکرخائیم نیست

| رضا محمدزاده |

