




عاشقانه برای تو
اي ز تو ، حالم دگر احوال شد
اي ز تو ، قلبم كم از اغلال شد
اي زتو ، خويشم زمن بيزار تر
اي ز تو ، عالم پر از بیمار تر
اي زتو صحرا ز مجنون بارتر
اي ز تو ، جانم ز عشق پرنارتر

گر توئي ،ليلي چه مي دارد نشان
گر توئي ، جاي هزاران عشق ران
گر توئي ، الشمس را تاريك كرد
گر توئي ، از تو نظر باريك كرد
گرتوئي ، ماه و قمر در كارشد
گر توئي ،صور و دهل درمان بود

اي همه گلها زتو گلگون شده
اي همه جانها ز جان بيرون شده
اي همه عشاق از تو بس خجل
اي همه احرام در پايت بحل
سوره عشقت به جانم مي رسد
گوئيا فصل فغانم مي رسد
نوبت اغيار رفت و دور ماست
گوئيا عالم همه در سور ماست

اي دلا از من ببر و دور شو
خود بكش در راه او چون نور شو
نور راه او شو و از من برو
درد جان عقلست گو از تن برو
عقل چون سنگ ره احبار شد
نقل آن اغيار در اخبار شد
جاي غير در مجلس عشاق نيست
يار آن اغيار بد سيما كيست ؟

من زتو هرگز ندانم ره بريد
چند بايد دشنه در جانم بريد
حاليا با من بيا ، بي تو نيم
شور و روحي ،اي صنم،بي تو كيم
تو به من جاني دوباره مي دمي
تو به من شوري دوباره مي دهي
تو به من مستي و بد مستي دهي
تو بر اين غرق خودت دستي دهي





| رضا محمدزاده |






.jpg)