بنام


خسته ام بخدا
اگه بخوام قصه بگم ، قصه دردمو می گم
قصه عمری عاشقی ، سکوت سردمو می گم
از روزای اولیکه ، دلم به دام تو فتاد
می پرسم ازخودم چه کس ، عشقو توی دلها نهاد
اولا که عاشق بودیم ، خدای هم بودیم اما
الان برای دیدنت ، مونده دلم به زیر پا
من بودم وتو بودی و یه عالمه عشق و صفا
الان واسم مونده یه عمر ، تنهائی وحسرت نا
دلم واست تنگه ولی ، ندارم راه چاره ای
ازم به جا مونده فقط ، یه قلب پاره پاره ای
می خوام بگم دوست دارم ولی کجا بهت بگم؟
دلم میخواد عطر ترو ، ولی کجا باید برم؟
خسته شدم از تنهائی ، میخوام برم به آسمون
داد بزنم که ای خدا ، بده ترو همدم جون
اگه نیای پیش دلم ، تنها و بیکس میمیرم
هروقت که من بی تو میشم،از زندگی سیرسیرم
من از خدای مهربون یه گله کوچیک دارم
سخت برام هم تنهائی هم این همه حمل بارم
باردل غمین من تنهائی وحسرت بی تو موند نه
مثل یه مرغک اسیر ، توی قفسها خوندنه
سکوت من ، خاموشی یه قلبه که شکسته اون
نگاه من ، سیل دل و نشستنه چشمه به خون
اینو بدون عزیز من بی تو فقط یه سایه ام
یه طفل مادر مرده ی که در انتظاردایه ام
اگه بخوای بهم بدی حیات جاودانه ای
توی دل خودت واسم ازعشق بده یه خانه ای

می زنی ریش بر من پیر
می زنی تو صد هزار تیر
آتش هجر ، رنج دوری
کرده جانم ، چون تنوری
بی تو جانم ، درغم وتب
سوخته شد دل ،دوخته ام لب
بر تن رنجور من یار
رحمتی کن اولین بار
درد جانم مرهمی ده
جان بی تو مردنش به
کم کن ای دوست،عشوه هارا
با من زار کن مدارا
آی آدما آی آدما
چقدراز هم دوربمونیم
چقدرباید تو تنهائی
بدون احساس بخونیم
آی آدما آی آدما
چقدر بایدماسردباشیم
تو ماتم و عزای هم
بی دردوبی احساس باشیم
آی آدما آی آدما
یکی، یجا ، جون میکنه
باتنهائی تو شب سرد
پیله وحشت می تنه
آی آدما آی آدما
اگه میشه داد نزنیم
بااحساس وعاشق بشیم
برای هم دام نکنیم
آی آدما آی آدما
دست همو زود بگیریم
واسه هم لبخندبزنیم
برای همنوع بمیریم
آی آدما آی آدما
بارون بشیم دریا بشیم
برای گلهای قشنگ
ازعشق بگیم از عشق بگیم

من همیشه ودر هرحال وهر زمان وهرمکان وهرشرائطی
دوستت دارم
عاشقتم
جز توکسی واسه من وجودنداره
ونخواهم گذاشت
کسی جای ترو تو قلبم بگیره
من میمیرم ولی به عشق تو
تو و فقط تو
