
نفرین نامه عاشق
خدا کنه قلب توهم بشکنه مثل قلب من
کسی بیادوبسوزه هم دل وهم جوون وتن
خدا کنه تو عاشقی اسیر بی وفا بشی
خدا کنه خیانت و با همه جوون بکشی
خدا کنه دردای امروز منو حس بکنی
تابدونی چی می کشم درد تنو حس بکنی
من از خدامیخوام که توعذابتوخوب ببینی
تابدونی جدائی رو نمی گذارن توی سینی
الهی که خیر نبینی از زندگی وجوونی
الهی دل سوز بشی توی غم خود بمونی
خدا کنه لبای تو بوی نشاطو نبینه
اون دستای خائن تو گلهای عشقو نچینه
زندگیمو دادی به باد یادت نره عزیز دل
رسم قدیمه که میگن:خرت می مونه به گل
اون روزومن خوب میبینم موندی توی خیانتش
از روزگار تو می بینی درد و غم جنایتش
معنی عشق ماها بودیم الانه تو بی تن شدی
اگه قمار عشقتو باختم ، تو هم بدون بی من شدی
بدم میاد ازت ولی خدا کنه تا ببینی
عاشق تو بودم و بعد گل جدائی بچینی
عشق بزرگترین نیازه باور کنین حتی بیش از خود زندگی
توقرن ما
بشر یه حس گمشدگی داره
اون گمشده اش عشقه
اون گمشده اش خودشه ومعشوقش
عشق باور دوست داشتنه
دوست بدارین همدیگه رو
تا گمشده تونو بیابین
تقدیم به بهترینم کسی که زندگی منو ساخت کسی که شیشه عمرمو بهش هدیه دادم وصد البته کسی که مهمترینه واسه من ومهمترین هم خواهدماند.
(بوی یار)
سرم خوش باد ياران ، كه بوي يار مي آيد
نعمه شادي ، زكوي دلدار مي آيد
مي خواند او هردم به نازي و نيازي
خوشم به تاري كز سوي خمار مي آيد
گرچه گويند بسي از اسارت و سختي
خوش اشتري كه به زير اين بار مي آيد
هستند غافلان از تب و تاب بوي گل
مرا خوش دردي كز جانب خار مي آيد
ديگران در هوس بهشتند و من نيز
مست درديم كز آن بوي نار مي آيد
چه غم ، به زير هزاران مصيبت اينك
خوشتر آن روزي كه يار نغمه سار مي آيد

تومرا به عشق خواندی
تومرابه عشق زادی
تومرابه عشق آفریدی
عاشقانه تقدیم تو باد

چرا يادي از اين بيمار كردي ؟
دل خفته به خود بيدار كردي ؟
بگشتي از سراي نيك بختان
چرا راهي بدين آوار كردي ؟
تو در سيل عزيزان غرق بودي
چرا يادي از اين بي يار كردي ؟
اگر تو طالب معشوق بودي
چرا قلب مرا در نار كردي ؟
تو را معشوقه ها بسيار بوده
مرا داخل چرا در كار كردي ؟
مراعشق همچو يك رويا بوده
چرا از اين خيال بيزار كردي ؟

| رضا محمدزاده











